<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>مطالعات تاریخی جنگ</title>
    <link>https://hsow.journal.araku.ac.ir/</link>
    <description>مطالعات تاریخی جنگ</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Sat, 17 Feb 2024 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Sat, 17 Feb 2024 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>نقد و بررسی مذاکرات و گفتگوهای جنگ قادسیه (بر اساس تحلیل گفتمان حقیقت فوکو)</title>
      <link>https://hsow.journal.araku.ac.ir/article_711262.html</link>
      <description>جنگ قادسیه یکی از مهم‌ترین نبردهای میان ساسانیان و اعراب مسلمان است؛ پیش از آغاز جنگ میان دوطرف گفتگوهای بسیار مهمی انجام شد و پیام‌هایی رد و بدل گردید که تحلیل و بررسی این گفتگوها می‌تواند ابعاد جدیدی از این واقعه تاریخی را بیان کند. تمرکز پژوهشگران بر رویدادها و حوادث جنگ قادسیه موجب شده که برخی موضوع‌های دیگر از جمله مذاکرات آن‌ها کمتر مورد توجه قرار گیرند لذا ضرورت دارد به این موضوع مهم نیز پرداخته شود. این پژوهش با استفاده از تحلیل گفتمان حقیقت فوکو و با روش توصیفی- تحلیلی به بررسی این گفتگوها می‌پردازد؛ یافته‌های پژوهش حاضر بیانگر این است که حقیقت(پارسیا) بیش از هر چیزی، به جایگاه اجتماعی شخص نسبت داده می‌شود و حقیقت‌گو(پارسیاستس) کسی است که تبار خود را می‌شناسد و دارای جایگاه اجتماعی والا است مانند رستم فرخزاد که از اشراف زادگان بود. از جانب دیگر نمایندگان مسلمان صرفا به خاطر برخی خصلت‌های مطلوب اسلام، بعنوان سفیر فرستاده شدند پس می‌توان گفت که اسلام طبق موازینی خاص قدرت حقیقت گویی(پارسیاستس) را به افراد می‌دهد نه جایگاه موروثی آنان، دیگر اینکه حقیقت‌گو(پارسیاستس) کسی است که استقلال اندیشه دارد اما اندیشه‌ رستم فرخزاد را یزدگرد رقم می‌زد ولی اندیشه نمایندگان مسلمان حول محور موازین اسلامی بود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل اقدامات سیاسی ـ نظامی حمدانیان در برابر خلافت عباسی در چارچوب نظریه سیستم جهانی</title>
      <link>https://hsow.journal.araku.ac.ir/article_735312.html</link>
      <description>حمدانیان یکی از قدرت‌های منطقه‌ای در دوران خلافت عباسی بودند که با اقدامات نظامی و سیاسی خود، به‌دنبال تثبیت قدرت و کاهش وابستگی به مرکز خلافت برآمد. این پژوهش با استفاده از نظریه سیستم جهانی والرشتاین به بررسی جایگاه حمدانیان در نظم سیاسی و نظامی آن دوره می‌پردازد. سؤال اصلی این پژوهش این است که چگونه می‌توان اقدامات نظامی حمدانیان علیه خلافت عباسی را در چارچوب نظریه سیستم جهانی تبیین کرد؟ بر اساس این نظریه، خلافت عباسی به عنوان مرکز قدرت در نظام جهانیِ آن زمان تلاش می‌کرد تا کنترل خود را بر نواحی پیرامونی حفظ کند، درحالی‌که حمدانیان به عنوان نیرویی نیمه‌مستقل، از طریق جنگ‌ها، اتحادها و شورش‌های نظامی، در صدد تثبیت جایگاه خود بودند. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد حمدانیان از یک&amp;amp;shy;سو با امتناع از پرداخت خراج، حمایت از جریانهای مذهبی مخالف (شیعیان و خوارج)، و اتحاد تاکتیکی با فاطمیان، به مقابله با هژمونی مرکز پرداخت؛ و از سوی دیگر، به دلیل محدودیتهای ساختاری نتوانست به طور کامل از دایره نفوذ عباسیان خارج شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیلی بر مدیریت پیامبر اسلام (ص) در جریان بحران غزوه بنی‌المصطلق بر مبنای الگوی تحلیلی سوات</title>
      <link>https://hsow.journal.araku.ac.ir/article_735313.html</link>
      <description>غزوه بنی‌المصطلق، به‌ عنوان یکی از وقایع تأثیرگذار در تاریخ صدر اسلام در کنار ابعاد نظامی، حاوی بحران اجتماعی عمیقی ناشی از تحریکات جریان نفاق بود. در این میان، پیامبر اسلام (ص) با بهره‌گیری از عقلانیت دینی، تدابیر راهبردی و شناخت دقیق از ساختار اجتماعی جامعه اسلامی، توانست این بحران را به شکلی مناسب مدیریت نماید.پژوهش حاضر با استفاده از الگوی تحلیلی سوات (SWOT) که مبتنی بر چهار محور قوت، ضعف، فرصت و تهدید است، به‌دنبال پاسخ‌گویی به این پرسش است که در مواجهه با بحران مزبور، پیامبر اسلام (ص) چگونه برخورد کرد و آن را مدیریت نمود؟ یافته‌های پژوهش حکایت از آن دارد که پیامبر (ص) با اتکا به نقاط قوتی همچون مشروعیت الهی، وحدت‌بخشی شخصیتی و انسجام روانی یاران، توانست از فرصت‌هایی نظیر نزول آیات افشاگر نفاق، فضای پیروزی نظامی و همراهی عاطفی برخی یاران بهره‌برداری کند؛ و تهدیدهای جدی&amp;amp;shy;ای نظیر وقوع جنگ داخلی، تضعیف وحدت اجتماعی و بی‌اعتمادی عمومی را مهار نماید. همچنین به نظر می‌رسد به واسطه&amp;amp;shy;ی عملکرد به‌هنگام پیامبر (ص) در جریان بحران مذکور، ضعف&amp;amp;shy;هایی مانند نفوذ اجتماعی عبدالله بن&amp;amp;shy;اُبی و منازعات قبیله‌ای حل‌نشده با رویه‌هایی نظیر تغییر میدان بحران و اجتناب از برخورد مستقیم جبران شد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازخوانی واقعه سقیفه بر مبنای نظریه‌ی انتقال قدرت در جوامع قبیله‌ای: از نصّ نبوی تا اقتدار قریشی</title>
      <link>https://hsow.journal.araku.ac.ir/article_735315.html</link>
      <description>اجتماع سقیفه بنی‌ساعده، نخستین صحنه شکل‌گیری قدرت پس از رحلت پیامبر(ص)، نقطه‌ عطفی تعیین‌کننده در تاریخ سیاسی اسلام بود. این رخداد، صرفاً در انتخاب خلیفه اول خلاصه نمی‌گردد، بلکه آغازگر سازوکارهایی شد که در دهه‌های بعد، منازعات فکری و نظامی میان مسلمانان را رقم زد. بر پایه نظریه &amp;amp;laquo;انتقال قدرت در جوامع قبیله‌ای&amp;amp;raquo;، این پژوهش، مناسبات اجتماعی و سیاسی منتهی به برتری جناح قریش در سقیفه را بازبینی می‌کند.سؤال اصلی: چگونه ساختار قبیله‌ای عرب صدر اسلام و رقابت‌های دیرینه قریش و انصار، مسیر جانشینی پیامبر(ص) را از مشروعیت دینی به مقبولیت عرفی سوق داد؟تحقیق حاضر با روش توصیفی&amp;amp;ndash;تحلیلی و با تکیه بر منابع تاریخی اهل سنت و شیعه نشان می‌دهد که بحران جانشینی، بازتابی از کشمکش منزلت و اقتدار اجتماعی بود. در این فرایند، غلبه عنصر قبیله‌ای موجب شد که نظام خلافت بر پایه انتخاب سیاسی استوار گردد. نتیجه اینکه واقعه سقیفه، الگوی انتقال قدرت در جامعه‌ای قبیله‌محور را شکل داد که در آن پیوندهای نسبی، اتحادهای گروهی و حفظ وحدت اجتماعی بر معیارهای دینی پیشی گرفت و زمینه‌ساز درگیریهای نظامی‌ بعدی (ردّه، جمل، صفین، نهروان و کربلا) و نیز اختلافات سیاسی آتی (خلافت‌های اموی و عباسی) گردید و بدین‌ترتیب، مبنای مشروعیت سیاسی در جهان اسلام را دگرگون ساخت. </description>
    </item>
    <item>
      <title>جنگ اول افغان و انگلیس (1839-1842)؛ علل و پیامدها</title>
      <link>https://hsow.journal.araku.ac.ir/article_735418.html</link>
      <description>نخستین تلاش استعمار انگلستان برای تسلط بر مناطق افغان‌نشین شرق خراسان از طریق حمایت و انتصاب شاه شجاع سدوزایی به امارت کابل، با واکنش ساکنان افغانی منطقه&amp;amp;nbsp; مواجه و به جنگ اول افغان و انگلیس در ۱۸۳۹&amp;amp;ndash;۱۸۴۲م&amp;amp;nbsp; منجر شد که با مقاومت مجدّانه افغان‌ها به شکست و عقب‌نشینی انگلیسی‌ها انجامید. این نبرد&amp;amp;nbsp; تأثیرات عمیقی بر نواحی افغان‌نشین شرق خراسان بر جای گذاشت. این پژوهش تاریخی با رویکرد کیفی و مبتنی بر تحلیل اسنادی و تاریخی، در پی ارائه پاسخ بدین پرسش است که زمینه‌ها، علل و پیامدهای جنگ اول افغان و انگلیس کدامند؟ نتایج پژوهش حاکی از آن است که رقابت راهبردی میان روس و انگلیس موسوم به &amp;amp;laquo;بازی بزرگ&amp;amp;raquo;، تغییرات مکرر درحکومت‌های محلی افغان‌ها، بافت قبیله‌ای و مرکز گریز جامعه افغان، سیاست‌های مداخله‌جویانه انگلیس، سوءتفاهم‌ها و بی‌اعتمادی متقابل میان قبایل افغان و نیروهای انگلیسی به عنوان عوامل کلیدی در وقوع جنگ عمل کردند. تشکیل شورای مقاومت و ایجاد حس خودآگاهی میان افغان‌ها مهمترین پیامد این نبرد بود. علاوه بر این، کاهش نفوذ نظامی و سیاسی انگلیس در میان افغان‌ها، تشدید رقابت‌های منطقه‌ای، بازنگری اساسی در سیاست‌های انگلیس در منطقه و بی‌ثباتی سیاسی در جامعه افغان، از دیگر پیامدهای این نبرد بودند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش نبرد جلولا در فروپاشی مرزهای هویتی ایران و انیران</title>
      <link>https://hsow.journal.araku.ac.ir/article_735436.html</link>
      <description>نبرد جلولا (16 ه.ق/637 م.) از مهم‌ترین رویارویی‌های نظامی میان ایرانِ ساسانی و عرب‌های مسلمان در نیمۀ نخست سدۀ هفتم میلادی به‌شمار می‌رود. این نبرد نه‌تنها یک شکست&amp;amp;nbsp; بزرگ نظامی برای ساسانیان بود، بلکه نقطۀ عطفی در فروپاشی مرزهای هویتی ایران و انیران محسوب می‌شود؛ مفهومی که بنیان ایدئولوژیک و سیاسی شهریاری ساسانی بر آن استوار بود. پرسش اصلی پژوهش حاضر این است که چگونه نبرد جلولا هم‌زمان به شکست نظامی و فروپاشی مرزهای هویتی ایران و انیران انجامید؟ هدف اصلی پژوهش حاضر، واکاوی ابعاد نظامی، سیاسی و هویتی نبرد جلولا و نشان دادن جایگاه آن در روند زوال ایدئولوژی (ایران و انیران) شهریاری ساسانی است. فرضیۀ این پژوهش بر آن است که نبرد جلولا را باید نقطۀ عطفی در تاریخ اواخر ساسانی دانست؛ جایی‌که فروپاشی نظامی ایرانشهر با گسست ایدئولوژیک و از میان رفتن مرزهای هویتی میان ایران و انیران هم‌زمان شد. روش و رویکرد پژوهش حاضر توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر منابع تاریخی و کتابخانه‌ای است. یافته‌های پژوهش حاضر نشان می‌دهد که ضعف ساختار نظامی و بحران در رهبری سیاسی، شکست ساسانیان در جلولا را رقم زد؛ شکستی که با فروریختن مرزهای جغرافیایی و نمادین ایران و انیران، مسیر فروپاشی نهایی دولت ساسانی و گسترش سریع اسلام در ایران را هموار ساخت. </description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل روند حکمیت مک ماهون در باب آب هیرمند: بر پایه اسناد سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران</title>
      <link>https://hsow.journal.araku.ac.ir/article_735503.html</link>
      <description>حکمیت مک‌ماهون در ادامۀ سیاست‌های استعماری بریتانیا برای تثبیت افغانستان به‌عنوان منطقۀ حائل هند و رقابت با روسیه، نقطۀ عطفی در تاریخ حقابۀ ایران از هیرمند است. این پژوهش با روش تاریخی و شیوه توصیفی- تحلیلی و با هدف واکاوی روند حکمیت مک‌ماهون می‌کوشد به پرسش‌های زیر پاسخ دهد که چگونه و چرا حکمیت مک‌ماهون موجب کاهش سهم حقابۀ ایران از آب هیرمند شد؛ و نقش بریتانیا و روسیه در جهت‌دهی به این حکمیت و واکنش ایران به رأی مک‌ماهون چه بود؟ یافته‌ها نشان می‌دهد که برخلاف ظاهر حقوقیِ حکمیت، مأموریت مک‌ماهون ماهیتی اطلاعاتی&amp;amp;ndash;سیاسی داشت و از طریق نقشه‌برداری، بررسی منابع آب، شناخت ساختار اجتماعی سیستان و تحلیل مسیرهای راهبردی، درصدد تثبیت نفوذ بریتانیا بود. رقابت فعال روسیه از تحریک افکار عمومی تا فشار بر مقامات ایران در رد حکمیت تأثیرگذار بود؛ اما ضعف ساختاری دولت قاجار، فساد اداری و نبود راهبرد واحد باعث شد، ایران نتواند از منافع تاریخی خود دفاع کند. رأی نهایی که تخصیص یک‌سوم آب به ایران و دوسوم به افغانستان بود، نه‌تنها مغایر رأی گلداسمیت، بلکه در عمل زمینه‌ساز تثبیت هژمونی افغانستان در مذاکرات بعدی و کاهش پایدار حقابۀ ایران و توسعۀ آبیاری افغانستان شد.&amp;amp;nbsp; </description>
    </item>
    <item>
      <title>تحولات اجتماعی و مذهبی زرتشتیان حوزه شمالی خلیج‌فارس در پرتو فتوحات اعراب مسلمان</title>
      <link>https://hsow.journal.araku.ac.ir/article_733872.html</link>
      <description>چکیدهفتوحات اعراب مسلمان در قرون نخستین اسلامی، نقطه عطفی بنیادین در تاریخ اجتماعی و مذهبی ایران به‌شمار می‌آید که پیامدهای آن به‌ویژه در مناطق پیرامونی و راهبردی همچون حوزه شمالی خلیج‌فارس جلوه‌ای آشکارتر یافت. این مقاله با هدف بررسی تحولات اجتماعی و مذهبی زرتشتیان ساکن سواحل و پس‌کرانه‌های شمالی خلیج‌فارس، به واکاوی چگونگی تعامل این جامعه مغلوب با فاتحان مسلمان پس از فروپاشی دولت ساسانی می‌پردازد. پرسش اصلی پژوهش آن است که فتوحات اعراب مسلمان چه تأثیری بر ساختارهای اجتماعی، جایگاه مذهبی، الگوهای معیشتی و جغرافیای سکونتی زرتشتیان این منطقه بر جای نهاد و این جامعه در مواجهه با نظم نوین اسلامی چه واکنش‌هایی از خود نشان داد.پژوهش حاضر با بهره‌گیری از روش توصیفی&amp;amp;ndash;تحلیلی و بر پایه داده‌های منابع تاریخی، جغرافیایی و روایی دوره اسلامی، تحولات مزبور را در چارچوب تعاملات دینی، اجتماعی و اقتصادی تحلیل می‌کند. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که سیاست تسامح و تساهل مذهبی فاتحان مسلمان، در کنار عوامل اقتصادی، جغرافیایی و فرهنگی، زمینه تداوم حیات اجتماعی&amp;amp;ndash;مذهبی زرتشتیان را در بخش‌هایی از حوزه خلیج‌فارس فراهم ساخت؛ هرچند کاهش تدریجی نفوذ روحانیت زرتشتی، مهاجرت‌های درون‌سرزمینی و برون‌مرزی، تغییر در مراکز سکونت و دگرگونی نقش‌های اجتماعی از پیامدهای اجتناب‌ناپذیر این فرایند بود. نتیجه پژوهش نشان می‌دهد که روابط زرتشتیان و مسلمانان در این منطقه، نه صرفاً بر پایه تقابل، بلکه در قالب الگویی پیچیده از سازگاری، تعامل و همزیستی نسبی شکل گرفت که در نهایت به دگرگونی تدریجی بافت اجتماعی و مذهبی حوزه شمالی خلیج‌فارس در قرون نخستین اسلامی انجامید.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
